ایران , آلمان , نژاد برتر
 
 
فقط نژاد ژرمن و آریا حق حیات در این کره خاکی را دارند.
 
محمود احمدی نژاد رییس جمهور جنجالی کشورمان امروز در جمع خبرنگاران باز هم گل واژه گفتند :

" در سفر به عراق ۲ مرتبه میخواستند به بنده سوء قصد بکنند و مرا بدزدند که به لطف امام زمان و مرحمت پرودگار ناکام ماندند و این خادم ملت جان سالم بدرد بردم که این موضوع را بنده وقتی که به ایران بازگشتم متوجه شدم. "

.

.

من نمیدونم کی میخواسته این تحفه رو بدزده ولی ای کاش امام زمان پا در میانی نفرموده بودند تا از شر این انگل راحت میشدیم.

 |+| نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط رضا کرامت  | 
                        

به نظر من تصویر ۳ پرنده مثل لبخند خداست.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 6:2 قبل از ظهر  توسط رضا کرامت  | 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 5:29 قبل از ظهر  توسط رضا کرامت  | 

مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي با تاكيد بر اينكه ديپلماسي تنها راه حل مساله هسته اي ايران است، تصريح كرد: آژانس هيچ گونه اطلاعاتي حاكي از نظامي بودن برنامه هسته اي ايران ندارد. به گزارش ايسنا، محمد البرادعي در گفت‌وگوبا روزنامه آرژانتيني <نستور رستيوو> در پاسخ به اين پرسش كه <هنگامي كه شما و هانس بليكس، كارشناس سازمان ملل اعلام كرديد كه صدام تسليحات كشتار جمعي در اختيار ندارد واشنگتن شديدا از شما انتقاد كرد و پس از آن به عراق حمله كرد، آيا اكنون نيز سناريوي مشابهي داريم؟> اظهار داشت: در هر دو زمينه وظيفه ما اين است كه بي‌طرف باشيم و با بي‌طرفي عمل كنيم. من اميدوارم هيچ گونه وجه تشابهي بين اين دو مورد وجود نداشته باشد و ما همگي درس خود را آموخته باشيم. به عقيده من، همگي ما علي‌رغم اختلاف نظرهاي خود تنها يك راه حل براي ايران مي‌بينيم: ديپلماسي. مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در ادامه با اشاره به احتمال بازرسي‌هاي بيشتر در ايران تصريح كرد: پرونده ايران بسيار پيچيده است. اين كشور به مدت 20 سال برنامه پنهاني خود را توسعه داد و همان طور كه در گزارش خود اعلام كرديم اين امر كار آژانس را بسيار دشوار كرده است. من تاكيد كردم كه ايران با شفافيت و همكاري كامل عمل كند، چرا كه نسبت به ماهيت برنامه هسته‌اي‌ اين كشور اعتمادي به وجود آمده است. وي اضافه كرد: مساله اصلي همين است: بحران اعتماد. حساس‌ترين مساله، غني‌سازي اورانيوم است، چرا كه با اورانيوم غني‌سازي شده مي‌توان تسليحات هسته اي توليد كرد. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا دولت محمود احمدي نژاد‌ چنين روندي را در پيش دارد؟ اظهارداشت: ما به چنين نتيجه‌اي دست نيافته‌ايم، اما ضمانت صد درصد نيز نداريم. اين حقيقت كه ايران فعاليت بسياري در زمينه غني‌سازي اورانيوم دارد نشان مي دهد كه آنها برنامه‌اي دارند، اما نيازفوري ندارند چرا كه هنوز به يك توليد هسته اي دست نيافته‌اند. البرادعي در مورد نقش شوراي امنيت در مورد پرونده‌ هسته اي ايران تاكيد كرد: شوراي امنيت از ايران خواسته است كه تا زماني كه اعتماد به برنامه هسته اي ايران احيا مي‌شود، تهران برنامه غني‌سازي خود را متوقف كند. من نيز همين كار را كرده‌ام. هر چه همكاري ايران بيشتر و ارايه دسترسي اسناد و ساير مسايل به ما بيشتر باشد ما اعتمادسازي بيشتري مي‌توانيم داشته باشيم. ما به پروتكل الحاقي كه اطلاعات بيشتر و دسترسي به سايت هاي جديد را در اختيارمان قرار مي‌دهد نياز داريم. وي ياد‌آور شد: اين مساله از اهميت بسياري برخوردار است تا ما نه تنها بتوانيم به گذشته نگاه كنيم بلكه بتوانيم بگوييم كه "اكنون در موضعي قرار داريم كه بتوانيم درباره پروژه‌هاي فعلي ضمانت بدهيم." شوراي امنيت بايد به ايران فشار وارد كند تا موافقت اين كشور را براي مذاكره جلب كرده و تهران را متوجه كند كه يك راه حل پايدار تنها از طريق مذاكرات حاصل مي‌شود. وي در ادامه با انتقاد از مواضع شديد برخي مقامات آمريكايي همچون ديك چني (معاون رئيس جمهور آمريكا) و كاندوليزا رايس (وزير امور خارجه آمريكا) تصريح كرد: عملكرد سولانا و گزارش آن كاملا فني است. اما ما در عين حال يك آژانس چند مليتي هستيم و ديپلماسي و چند مليتي آن دو روي يك سكه است. به همين دليل من علاوه بر مسايل فني، از ديپلماسي نيزاستفاده كرده و تلاش مي كنم ديگران را متقاعد كنم، فشار ايجاد كنم و بحث نمايم. وي ادامه داد: البته ديپلماسي من محدود به گفت‌وگو بوده و هيچ گونه ارتشي در پشت آن وجود ندارد. بله، به من فشار مي‌آورند اما تا زماني كه به كاري كه مي‌كنيد اعتماد داشته باشيد فشارها حكم تفلون را پيدا مي‌كنند، نمي‌چسبند. علاوه بر آن من به اين مساله عادت كردم چون در گذشته صدام و كره نيز همچون اسرائيل كه اكنون از من انتقاد مي‌كند، از من انتقاد كرده‌اند. ما با مسايل بسيار حساسي سر و كار داريم و بايد محتاط باشيم تا به هيچ جهتي سوق داده نشويم. همه توجه بسياري به ما مي‌كنند.

منبع خبر روزنامه آفتاب یزد مورخه 11/9/86

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 4:52 قبل از ظهر  توسط رضا کرامت  | 

بیست و هشتمین ماه از فعالیت رسمی دولت نهم در حال به پایان رسید که به جرات میتوان گفت نه تنها نشانه ای از کاهش اتهام فکنی علیه دول گذشته به چشم نمی خورد بلکه هر روز که میگذرد دولتمردان به جای ارایه آمار از موفقیت های خود ، به دنبال سوژه ای جدید میگردند تا اسلاف خویش را مورد حمله قرار دهند. در برخی از موارد هم ( مافیا) های موهوم، عامل نابسامانیها معرفی میگردند و برخی حامیان دولت سعی می کنند ای (مافیا) ها را به نوعی به دول گذشته یا حامیان فعلی آنها نسبت دهند. انتساب گرانی ها به کارشکنی مخالفان دولت، ادعای امتیازدهی دولت های پیشین در موضوع هسته ای و متهم ساختن دولتمردان گذشته به حمایت از ویژه خواران، ترجیع بندی است که تقریبا همه روزه توسط مسوولان دولت نهم تکرار می شود. اما تاکنون حتی یک بار شنیده نشده است که دولت نهم مسوولیت یک ناکامی یا نابسامانی را بپذیرد.

همچنین با گذشت بیش از نیمی از عمر مفید دولت نهم، سخنگویان این دولت تاکنون نتوانسته اند آماری از موفقیت های خود ارایه کنند که حامیان دولت در سایر قوانین بدون اما و اگر، بر آن صحه بگذارند!

این در حالی است که دولت نهم، نه تنها در اعمال اختیارات قانونی خود با مانعی مواجه نیست، بلکه برخی از صاحب نظران، بخشی از اقدامات دولت را دخالت در حوزه وظایف سایر قوا و دستگاه ها می دانند و یا حداقل نسبت به حق دولت برای تصمیم گیری مستقل در این مورد ابراز تردید می کنند. تغییرات ساختاری در دستگاه برنامه ریزی و بودجه نویسی کشور، یکی از بارزترین موضوعاتی است که بسیاری از نمایندگان اصولگرا و اصلاح طلب مجلس، آن را در حوزه اختیارات مجلس می دانند. اما رییس دولت نهم و همکاران او بدون توجه به این اعتراضات، دیدگاه خود را در این زمینه عملی کردند.

عدم ابلاغ بعضی از مصوبات مهم مجلس در فرجه قانونی - مانند نظام هماهنگ- نمونه دیگری است که نشان میدهد دولت نهم مجلس شورا را پشم خود حساب نکرده و حتی اگر به نظر رییس دولت، مصوبه مجلس دارای اشکال عبارتی باشد به جای ابلاغ ۵ روزه، این قانون به مدت یک ماه بر روی میز رییس جمهور باقی می ماند. در مقابل، انگیزه سایز قوا برای همراهی با دولت نیز در حدی است که اجرای وظیفه قانونی رییس جمهور -البته با تاخیر بیست و پنچ روزه- محبت رییس جمهور نام میگیرد. رفتار نسبتا مسامحه آمیز هیات رییسه مجلس شورا نسبت به تاخیر فراوان در ارایه گزارش عملکرد برنامه چهارم، مدارا در برابر آنچه که اکثریت نمایندگان مجلس آن را اجرای ناقص تبصره ۱۳ و موجب مشکل آفرینی برای گروه هایی از مردم می دانند، عدم اقدام جدی در برابر بی پاسخ ماندن سوالات و تذکرات نمایندگان به مسوولان اجرایی، خودداری از برخورد شدید با یک وزیر که در حوزه مسوولیت او عزیزترین شخصیت ملی مورد اهانت قرار گرفت و ...

انگیزه همراهی با رییس جمهور تا حدود زیادی بر قوه قضاییه نیز حاکم است. به طوری که اظهارات دکتر محمود در مورد (( تنها بودن در امر مبارزه با مفاسد)) که تعرضی مستقیم به عملکرد قوه قضاییه تلقی شد، تنها با واکنش ملایم یک مقام میانی قضایی مواجه شد که (( چرا بعضی بزرگان، نقش قوه قضاییه در مبارزه با مفاسد اقتصادی را نادیده میگیرند ؟)) سکوت قوه قضاییه در برابر اقدام ( شبه قضایی) رییس جمهور در قطعی دانستن جاسوسی کسی که پرونده او هنوز در مرحله دادسرا قرار دارد، نمونه دیگری از همراهی بی سابقه یا لااقل کم سابقه قوه قضاییه با تحفه است.

در خارج از قوای سه گانه، برخی نهادهای عمومی نیز با مسایلی دست و پنجه نرم می کنند که نشان می دهد دولت نهم به نحوی خود را در فعالیت آن نهادها نیز محق به نقش آفرینی می داند که بارزترین نمونه آن، عدم تخصیص بودجه مترو پس از ۸ ماه از سال و اصرار بر پیگیری پروژه منوریل به رغم مخالفت جدی متولیان امور شهری تهران است.

همه این مسایل در حالی اتفاق می افتد که به نظر می رسد بسیاری از وظایف اصلی و حاکمیتی دولت، مورد فراموشی قرار گرفته است. دولت نهم به رغم اختیارات گسترده و تسلط بر منابع بی نظیر مالی، تا کنون در زمینه گرانی و تورم، جز آنکه به دنبال شناسایی دستهای نامریی دولتمردان گذشته و رانت خواران متصل به سیاستمداران مخالف دولت باشد، اقدام موثری انجام نداده است و یا از اقناع اکثریت نمایندگان مردم نسبت به کارآمدی اقدامات خود، عاجز بوده است.

البته در همین زمینه نیز جز افشاگری های کلی و مبهم، اقدام دیگری صورت نگرفته است. حتی در عرصه خبر رسانی نیز به نظر میرسد دولتمردان در شناسایی متوازن نیازمندیهای مردم، ناتوان بوده اند.

هیچ کس در اهمیت پروژه هسته ای کشور تردید ندارد و بسیاری از مردم نیز هرگاه لازم بوده است پشتیبانی عمومی خود از استراتژی هسته ای - و نه الزاما همه تاکتیک های مورد عمل دولتمردان- را ابراز داشته اند. اما قطعا موضع هسته ای تنها دغدغه مردم نیست و اقشار گوناگون ملت حق دارند که در کنار شنیدن خبرهای مربوط به موفقیت های هسته ای یا متهم ساختم دولتمردان قبلی به ضعف و کم کاری، برنامه های دولت برای بهره گیری از درآمد افسانه ای نفت و نیز میزان موفقیت های دولت در رفع کاستی ها را نیز بشنوند. اکنون به نظر می رسد با گذشت دو سال و نیم از فعالیت دولت نهم - که با شرایط ویژه مالی و حمایت های بی سابقه درون نظام همراه بوده است- انتساب همه مشکلات به مدیران قبلی و یا تلاش زایدالوصف برای القای وجود مافیاهای گوناگون و نقش آنها در گرانی مسکن، گوجه فرنگی، حبوبات و ... دیگر تاثیر اولیه را ندارد و حتی می تواند به ضد تبلیغ برای دولتمردان نهم تبدیل شود. البته بعید است مردم برخی سیاست های دولت پرنفوذ و ثروت مند نهم را در افزایش مشکلات معیشتی بی تاثیر بدانندُ اما اگر رییس جمهور و همکاران او، هنوز هم مایلند که تمام گناهان را به گذشتگان نسبت دهند یا مشکلات را ناشی از کم کاری سایر قوا و دستگاه ها بدانند، بهتر است برای این کار طرحی نو  دراندازند تا در یک سال ونیم باقی مانده از فعالیت خود، ناچار به طرح موضوعات تکراری نشوند.

سرمقاله روزنامه آفتاب یزد مورخه ۱۰/۹/۸۶

 |+| نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط رضا کرامت  | 

يکی از پديده​های بي نظير جهان طبيعت همانا پشگل است. هنگامی که يک گوسفند يا بزغاله علف يا پوست هندوانه ميخورد يکسری واکنشهای بيوشيمی و بيوفيزيکی در دل و روده​اش انجام ميشود که عصاره آن ماده گلوله شکلی است که دانشمندان پشگل شناس این ماده غنی شده را پشگل حیوانی مینامند.
پشگل حیوانی فوایدی دارد که از مهمترین آنها تقويت ريشه گياهان و نباتات است که معمولا مادربزرگها مقداری از اين ماده حياتی را پای گلدان​هايشان ميريزند. پشگل حيوانی ارزش غذايی هم دارد البته نه برای ما بلکه برای حشرات و مورچه​ها . کاربرد ديگر پشگل حيوانی استفاده بعنوان ماده سوختی است که هنوز هم در روستاهای دور افتاده از بسته های فشرده شده پشگل برای گرم کردن بخاری يا با قرار دادن در زير ديگ از آن استفاده ميکنند.(البته طريقه فن​آوری سوختی پشگل هنوز برای داشمندان ناسا ناشناخته مانده و الا موشکهايشان را با اين نوع سوخت به فضا پرتاب ميکردند)

و اما نوع ديگر پشگل- پشگل انسانی است. منظور از پشگل انسانی چيزی است غير از مدفوع انسان. پشگل انسانی در واقع به آن دسته از انسانها اطلاق ميشود که در جامعه ارزش پشگل را دارند. اين پشگل​ها هم همان فوايد را دارند يعنی اولا بعنوان کود برای تقويت ریشه​های قدرت و زور مورد استفاده قرار ميگيرند. هرجا که مادر بزرگ تاريخ گلدانی از زور دارد از قبل يک مشت از اين پشگل​ها را پای آن ريخته است. اين پشگل ها در زمان شاه هم بودند. وقتی شاه از خيابانی رد ميشد همين پشگل ها براي ديدنش صف ميکشيدند و سوت ميزدند و هورا ميکشيدند. برای اين پشگل​ها فرقی ندارد که توی آن ماشين شاه نشسته يا خمينی يا رفسنجانی يا خاتمی يا احمدی​نژاد. آنها با تجمع خويش پای درخت قدرت وظيفه​شان را انجام ميدهند و مثل پشگل که بمرور زمان در خاک تجزيه و نابود ميشود اينها نيز هميشه بازنده واقعی تاريخ​اند.
پشگل انسانی ارزش غذايی هم دارد البته نه برای من و شما بلکه برای باورهای خرافی و اربابان استحمار و تزوير. حشرات موذی اين خانه و کاشانه را ترک نميکنند زيرا از همين پشگل​ها براحتی تغذيه ميکنند.
پشگل انسانی بعنوان سوخت نيز مورد استفاده قرار ميگيرد و محفل بسياری از زراندوزان را گرم ميکند. اين پشگل​ها انرژی زا و گرمابخش تنور انتخابات هستند. خود ميسوزند و خاکستر ميشوند بدون اينکه چيزی از آن ديگ را چشیده باشند.

پشگل نوع اول را بايد قدر شناخت و پشگل نوع دوم را بايد آگاه کرد. البته بشرطی که خودمان پشگل نباشيم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط رضا کرامت  | 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط رضا کرامت  | 
بخشی از خاطرات ابراهیم یزدی از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی به نقل از سایت آفتاب

   

در آن شب، وقتي گفتند كه صادق خلخالي مي‌خواهد هويدا را هم بكشد براي آقاي خميني توضيح دادم كه چرا نبايد هويدا را بكشند. هويدا 14 سال نخست‌وزير شاه بود. اما در نهايت مغضوب و به دستور شاه زنداني شد. وقتي او گفت مي‌خواهد صحبت كند، معلوم بود مي‌خواهد درباره چه چيزهايي صحبت كند. به آقاي خميني توضيح دادم كه مخالفين شاه از فساد دربار، سخن زياد گفته‌اند. اما اعتبار و وزن آنچه هويدا خواهد گفت با تمامي سخنان مخالفان شاه فرق خواهد داشت؛ بگذاريد او حرف‌هايش را بزند. آقاي خميني استدلال مرا پذيرفت و به خلخالي تأكيد كرد كه هويدا را نكشيد، در مورد نصيري نيز توضيح دادم كه او علاوه بر آن كه در كودتاي 28 مرداد نقش كليدي داشته است، رئيس شهرباني كل كشور، فرماندار نظامي تهران در خرداد 1342 و از سال 1343 نيز تا 15 خرداد 1357 رئيس ساواك بوده است. او به همراه دو نفر ديگر يعني عضدي و پرويز ثابتي تصميم گيرندگان و مديران اصلي ساواك بودند. بنابراين او بايد محاكمه شود. براي محاكمه او، پيشنهاد دادم كه فرم‌هايي در روزنامه‌هاي اطلاعات و كيهان چاپ شود تا هر كس عليه ساواك شكايتي دارد، آن فرم را پر كند و به دفتر نخست وزيري بفرستد تا اين شكايت‌ها جمع‌آوري شود. سپس در ورزشگاه آزادي تهران، نصيري در حضور همه مردم و صدها خبرنگار داخلي و خارجي محاكمه شود. اما آقاي خميني اين پيشنهاد را نپذيرفت. و با توجه به مقاومت رحيمي و خودداري او از دستور به نظاميان براي برگشتن به پادگان‌ها، اظهار داشت كه سران ارتش هنوز باور نكرده‌اند كه انقلاب پيروز شده است و ممكن است هر آن با هليكوپترها يا توپخانه‌هاي خود مدرسه رفاه و علوي را بمباران كنند. بنابراين به عنوان حاكم شرع خود حكم اعدام چهار نفر اول يعني نصيري، رحيمي، خسروداد و ناجي را صادر كرد. من همانجا در حضور همه حاضران اعتراض كردم و تأكيد كردم كه بايد دادگاهي علني تشكيل شود. به علاوه بايد به اينها اجازه داده شود تا حداقل با خانواده‌هاي خود ديدار داشته باشند و اگر خواستند بتوانند وصيت‌نامه‌هاي خود را بنويسند. آقاي خميني به حاج مهدي عراقي دستور داد كه برود و نظارت كند تا آن چهار نفر با خانواده‌هايشان تماس بگيرند و اگر مطالبي دارند بنويسند. اما خلخالي به سرعت از مدرسه علوي به مدرسه رفاه رفت و حاج مهدي عراقي زماني رسيد كه اعدام آن چهار نفر صورت گرفته بود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط رضا کرامت  | 
اهنگ بسیار زیبای هویت من با صدای یاس
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 4:4 قبل از ظهر  توسط رضا کرامت  | 

                                     

چند شب پیش از اخبار سيماي جمهوري اسلامي گزارش ديدار قهرمانان تيم واليبال جوانان و نوجوانان و تيم ملي دو و ميداني كشور با رئيس جمهور پخش شد.  پس از چك و چانه زدن كاسب مآبانه آقاي رئيس جمهور با روساي فدراسيون هاي مربوطه بر سر ميزان پاداش قهرمانان و ابراز اين مطلب كه پاداش پرداختي به بازيكنان فوتبال بايد پس گرفته شود ، به ناگاه آقاي رئيس جمهور متوجه شدند كه ظاهرا قضيه بيش از حد مادي شده است. لذا ابراز فرمودند: "البته ورزشكاران ما براي خدا كار مي كنند. آنها براي اهتزاز پرچم جمهوري اسلامي تلاش مي كنند. بدانيد كه تنها پرچمي در دنيا كه كلمه لا اله الا الله دارد پرچم جمهوري اسلامي ايران است" [!!!] و من مبهوت مانده بودم كه آيا اين آقاي رئيس جمهور در عمر پنجاه و چند ساله اش ، و از جمله در سفرهاي رسمي و غير رسمي به عربستان ، حتي يك بار هم پرچم آن كشور را نديده است؟! علاوه بر اينكه برروي پرچم جمهوري اسلامي ايران نيز اصولا كلمه مقدس لا اله الا الله وجود ندارد. واقعا برايم اين سوال پيش آمد كه مسئولين ما چه اجباري به اين همه سخنراني هاي متنوع و در نتيجه گاف دادن هاي متنوع تر دارند؟!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 3:48 قبل از ظهر  توسط رضا کرامت  | 
 
  بالا  





Powered by WebGozar

دنیای کدهای جاوا اسکریپت